چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها

چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها

چون گُل همه تن خندم نه از راه دهان تنها

زیرا که منم بی من با شاه جهان تنها

ای مشعله آورده دل را بسحر برده

جان را برسان در دل، دل را مَسِتان تنها

از خشم و حسد جانرا بیگانه مکن با دل

آن را مگذار اینجا وین را بمخوان تنها

شاهانه پیامی کن یک دعوت عامی کن

تا کی بود ای سلطان این با تو و آن تنها

(دیوان شمس مولانا)

/ 0 نظر / 4 بازدید